مطالب این وبلاگ نظرات شخصی من است مگر صراحتا منبع آن ذکر شده باشد برای شناخت بیشتر از من به "درباره ی وبلاگ" مراجعه کنید
‏نمایش پست‌ها با برچسب نظرات شخصی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نظرات شخصی. نمایش همه پست‌ها

عشق آخر







کجاست اون دختری که وقتی موهاش رو با حرکت سرش می اندازه یک طرف

چون مردی را محو تماشای خودش ببینه لبخندی دلنشین رو لباش بشینه؟



دختری که براش اهمیتی نداشته باشه کسی از دیدن بدن ظریفش لذت ببره

دختری که روح بزرگش توی حجاب طاقت نیاره و

بخواد همه عالم ببینند که چقدر زیبا و دلرباست


دختری که مردها را هیز و هرزه نمی دونه و بهشون اعتماد داره

دختری که وقتی کسی رو دوست داشته

با تمام وجود هر چی داشته به پای عشقش ریخته

و هیچ چیز رو از معشوقش دریغ نداشته


دختری که راحت بشه دلشو رو بدست اورد

و تا بحال عاشق دهها نفر شده باشه

عاشق مردان چرب زبون و فریبکار 

که قدر عشق اون رو ندونسته باشن

و رهاش کرده باشند

نه من دختران حسابگر و عاقبت اندیش را دوست ندارم

مرام کامیابی






اگر از من بپرسند:

هدف انسان در زندگی چیست ؟

در یک کلام میگویم :

" کامیابی ".


و هر که بگوید یعنی چه ؟ خواهم گفت :

کامیابی همان است که من از آن لحظه ای که بدنیا آمدم در فراغش گریستم

و تاکنون فقط به دنبال آن بوده ام

و تا لحظه مرگ نیز هموست که مرا هدایت خواهد کرد.

هر جا در تشخیص آنچه آنرا به خطر می اندازد
با آنچه که به ظاهر مرا به وصالش میرساند اشتباه کردم ،
سخت متضرر و زیان کار شدم.

زیباترین و بیناترین دختر ایران




نامه ای به آمنه بهرامی


فرهنگ حجاب برای ما جز نفرت بین زن و مرد چیزی نداشته

در رابطه با موضوع قصاص با اسید!!!
 فردی که با پاشیدن اسید روی دختر دلخواهش آمنه بهرامی نو، وی را کور کرده و چهره اش را سوزانده، محکوم به قصاص از ناحیه هر دو چشم با ریختن قطرات اسید شده بود
قرار بود  این حکم در وهله اول به دست خود آمنه و در صورت امتناع، توسط متخصصان اجرا شود. مجید، دو سال پیش، به خاطر رد تقاضای ازدواجش از سوی آمنه، به جهره اش اسید پاشیده بود
آمنه برای مداوا به اسپانیا فرستاده شد، اما درمان وی موثر واقع نشد و در نتیجه وی و خانواده اش مجددا ً خواستار قصاص مجید شدند
آمنه حدود یک سال پیش به کسانی که از وی خواستار گذشتن از قصاص شده بودند، گفته بود زیاد ناراحت وی نباشید، او بر خلاف من بی حس خواهد شد و زیاد درد نخواهد کشید.
در فضاهای اجتماعی این موضوع جنجال فراوانی ایجاد کرد و به جرات اکثریت مردم بخصوص زنان و فمنیستها اصرار به اجرای حکم داشتند و تصور میکردند که با قصاص میشود جلوی تکرار این حوادث را گرفت 

این اولین بار بود که در تاریخ قضائی کشور برای اسید پاشی حکم قصاص صادر میشد و این به اصرار آمنه صورت گرفت حکمی که در آخرین ثانیه ها اجرای آن بخاطر گذشت آمنه ملغی گردید

آمنه مدعی است که از ابتدای پیگیری روند آن قصد اجرای چنین عمل شرم آوری را نداشته و فقط میخواسته هشداری بدهد به کسانی که ممکن است در آینده قصد ارتکاب چنین اعمالی را داشته باشند

البته مجید با این گذشت از پرداخت دیه معاف نشده و اکنون مقدار دیه خود چالش جدیدی را پیش روی امنه قرار داده 

چرا که دیه ی دو چشم یک مرد دویست ملیون تومان است که برای یک زن صد ملیون لحاظ میشود و آمنه به این ظلم آشکار معترض است 





آمنه دختر نازنین

 چه حرکت زیبا و جاودانه ای خلق کردی که دست خودت را به چنین جنایتی آلوده نکردی و
         وجدان عمومی و حیثیت یک ملت بزرگ را جریحه دار نکردی

  با بخشش تو و انصراف از  قصاصِ آنکه عمل جنایتکارانه ی اسید پاشی را نسبت به تو انجام داد
 وی به قعر چاه سیه روئی فرو افتاد و تا ابد اسیر بزرگواری و شفقت تو شد
  و قدر نشناسی او از بدنامی و فلاکتش کم نخواهد کرد.

  آیا تو کسی را که چنین خود را منفور تاریخ کرد انسان متعادلی میدانی و انتظار داری او بتواند عظمت روح تو را درک کند؟
اگر او چنین توانی داشت که هرگز اسیر   ندای ذهن بیمار خود نمی شد و چنین حرکت زشتی را رقم نمی زد
همان ندائی که مدام به او میگفت چاره ای ندارد جز اینکه انتقام دردی که میکشد از تو بگیرد

آمنه عزیزم 

حجاب و خشونت




چگونه فرهنگ حجاب و عفاف باعث 
افزایش خشونت در جامعه شده است؟





حجاب رفع مسئولیت از انسان است 

 زن در زیبا بودن و مرد در نجابت



در برنامه های روانشناسی خانواده به زنانی که بمورد آزار کلامی و یا فیزیکی
همسرانشان قرار گرفته اند توصیه میشود که از کارهائی که شوهرانشان را تحریک میکند
خودداری کنند این رویکردی است که نابخردانه بی مسئولیتی را ترویج میکند



زن وظیفه دارد زیبا و فریبا باشد

 و با حضورش توام با آراستگی و لطافت زنانه اش در جامعه ارامش, دوستی و صلح و صفا ایجاد کند

و مرد وظیفه دارد نجیب و اقا باشد و در حضور ایشان با ادب و احترام برخورد کند

اما  حجاب صورت مسئله را پاک میکند و زن را سوق می دهد که راحت طلبی پیشه کند

 و  این حق را برای مرد ایجاد میکند که بر غرائزش هیچ کنترلی نداشته باشد

اینچنین می شود که خشونت در جامعه بسط پیدا میکند

از یک طرف ما منابع لطافت و دوستی را در جامعه تحقیر کردیم و زشت خواستیم و از متن به حاشیه راندیم

و از طرف دیگر به مردان القاء کردیم که موظف نیستند بر نفس خود کنترل داشته باشند و مجازند اگر محرکی دیدند تحریک شوند



جادوی مغالطه



جادوی مغالطه

مغالطه
با  بهره گرفتن از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

تعریف جامع مغالطه در ویکیپدیا






مُغالِطِه، سَفسَطه یا مَغلَطِه  استدلالی است که از نظر علم منطق نادرست باشد. مغالطه جزئی از برهان است که به طور قابل اثباتی در منطق آن ایراد وجود دارد و بنابراین کل برهان را نامعتبر می‌سازد.

مغالطه ممکن است برای وارونه کردن حقیقت(ها) به کار رود. مغالطه‌گر کسی است که از روی استدلال نادرست به یک نتیجهٔ درست یا نادرست رسیده‌است و ممکن است آن نتیجه را برای نتیجه‌گیری‌های دیگری هم به کار گیرد.



آیا تشخیص مغالطه در استدلال‌های حقیقی مشکل نخواهد بود وقتی که این استدلال‌ها غالباً در ساختارهای خود از الگوهای بدیع و فصیحی استفاده می‌کنند که اتصالات منطقی در بین اظهارات آن‌ها مبهم و نامفهوم می‌شود و گوینده با ایجاد خود بزرگ‌بینی کاذب در شنونده او را  به نتایج مورد نظر او متقاعد می‌کند؟

آیا انتشار خبر دروغ در سطح وسیع، که دروغ مغالطه و عامل لغزش اندیشه است باعث غفلت و کج‌روی ما نخواهد گردید؟



 آیا نادرستی مقدمات استدلال باعث عدم اعتبار کل استدلال نمی‌شود؟


مرد و زن در مسیر تکامل



مطلب زیر نظر شخصی من است 
برای اعتبار سنجی آن به درباره وبلاگ مراجعه کنید
نقل مطلب در هر صورت مجاز نیست در صورت لزوم لینک بدهید 

وفاداری مهمترین خصیصه‌ی یک زوج برای غنا بخشیدن به زندگی خود است و بخصوص برای مردان باید تاکید شود هیچ لذتی نمی‌تواند ارزش از دست دادن اطمینان همسر را داشته باشد

اما خوب است بدانیم که ریشه‌ی تمایلات غریزی ما و علت تفاوتهای رفتاری زن و مرد چیست

×××××××××××××××

اگر تمام زنهای دنیا در یک قفس بزرگ باشد که کلید آن دست یک مرد باشد چکار می‌کند؟
جواب: برای هر شب یک زن به تعداد روزهای عمرش از میان زیباترین آنها انتخاب و مابقی را در قفس زندانی و کلیدش را نابود می‌کند تا مردهای دیگر دستشان به آن زنان نرسد

اگر تمام مردان عالم در یک قفس باشد و کلید آن در دست یک زن باشد چه می‌کند؟
جواب: از میان آنها مردی را که قویترین و برازنده‌ترین باشد انتخاب و مابقی مردان را آزاد می‌کند تا زنان دیگر سرگرم شده تا سراغ همسر او نیایند



این واقعیت فطرت زن و مرد است و تعارف بردار هم نیست

اخلاقی یا ضد اخلاقی ، درست یا غلط مردان فطرتا دوست دارند با تمام زنان دنیا باشند و زنان فطرت دوست دارندفقط با یک نفر باشند ولی چرا؟

این ما نیستیم که تصمیم می‌گیریم تمایل باطنی ما چه باشد
این تمایل باطنی ما است که باعث می‌شود
نسل ما با این نوع گرایش باقی بماند و یا از بین برود


فرض کنید در یک کلنی انسانی و در عصر حجر این اشکال مرد و زن وجود دارد

مهارت عاشقی

مطلب زیر نگاه شخصی من است به عشق بر اساس جهان بینی من




عشق یک مهارت است نه یک اتفاق

مـــــهارت در دلــــــــبری و دلدادگی


عشق موهبتی که همه چیز حکایت از آن دارد
 مبنی بر اینکه کاملترین و انسانی ترین هدف زندگی انسان باید باشد



مطلب زیر نظر شخصی من است 
برای اعتبار سنجی آن به درباره وبلاگ مراجعه کنید
نقل مطلب در هر صورت مجاز نیست در صورت لزوم لینک بدهید 




عشق چیست ؟

عشق یک مهارت است نه یک اتفاق

مـــــهارت در دلــــــــبری و دلدادگی



ما تا زمانی که درک درستی از ماهیت زندگی، چرائی وجود خود و جایگاه انسان در این کره‌ی خاکی نداشته باشیم نخواهیم توانست برای هیچ وجهی از زندگی خود تفسیر و معنای درستی ارائه بدهیم

علت اینکه وضعیت انسان ایرانی امروز چنین تاسف بار و شرم‌آور شده نیز همین است که مبنای تمام باورهائی که به او القاء شده داستانها و آرزوهای چندین هزار ساله‌ی انسان باستانی برای داشتن عمر جاودانه و غلبه بر ترس خود می‌باشد

ادیان ابراهیمی که توسط ابراهیم و فرزندانش و با پروراندن و تدوین افسانه‌های اقوام پیش از خود ساخته و پرداخته شده شاید میتوانسته سبب آرامش و معنا دهی به زندگی انسان آن روزگار باشد اما برای انسان امروزی که از یک طرف با اسرار جهان آشنا شده و هر روز هزاران سئوال جدید پیش روی خود دارد و از طرفی این عقاید کهنه و داستانهای بچه گانه را باید بپذیرد فقط اسباب سرگشتگی و حیرانی وی میباشد
پس بیائید لحظه‌ای تمام آن پاسخهای بی معنا را به آن آرزوهای کهن دور بریزید و با واقعیات تا آنجا که ذهن یک انسان می‌تواند درک کند روبرو شوید

هدف از خلقت چیست؟
برای درک و فهم هدف یک پدیده باید ماهیت آنرا درک کنیم

امروزه ثابت شده که عالم محدود به ماه و خورشید و زمین و انسان و حیوانات و نباتات و جامدات مشهود و پیرامون ما نیست بلکه ما جزء بسیار بسیار کوچکی از عالم هستی هستیم بنابراین نباید تعجب کنیم که تا این حد جهانبینی دینی که بر مبنای انسان به عنوان اشرف مخلوقات و در نظر گرفته می شود ناکارآمد است

اما ما از عالم هستی چه میدانیم؟

چیزهائی که ما از عالم هستی میدانیم نسیار اندک است 
ما میدانیم که جهان از یک انفجار بزرگ که با خلق مقدار زیادی ماده و انرژی همراه بوده به وجود آمده و فرایند انبساط و سرد شدن این انفجار باعث به وجود آمدن هزاران کهکشان و ستاره و سیاره شده که در این میان کره ی زمین بخش کوچکی از این عالم بزرگ است

پس دانسته های ما از عالم بسیار ناچیز است

غرور مضحک و احمقانه

متنی ادبی و کوتاه در مورد خصوصیات زنان


خیلی نادانی و حماقت میخواد که کسی بتونه به این راحتی عشقتون را ازتون بگیره
 چون نمی‌خواید اون غرور مضحک و احمقانه رو بریزین دور 


مطلب زیر نظر شخصی من است 
برای اعتبار سنجی آن به درباره وبلاگ مراجعه کنید
نقل مطلب در هر صورت مجاز نیست در صورت لزوم لینک بدهید 





نازنین موجودی است زن

فقط یک چیز در جواب اینهمه مهربانی و لطفی که داره میخواد


قدرشناسی


یعنی اینقدر سخته که به خانمها ابراز محبت کردن؟

وقتی با یک لبخند میشه اینهمه دلشون را بدست آورد؟

با یک جمله‌ی محبت آمیز دنیائی خوشحالشون کرد

حتی یک شاخه گل ناقابل که از باغچه‌ی دم در خونه میشه کند

یا یک جمله‌ی محبت آمیز که میشه از روی یک تیکه ی روزنامه پیدا کرد و حفظ کرد توی گوششون خوند

یا یک نامه با خط خرچنگ قورباقه که میشه روی پوست آدامس نوشت و توی کفششون گذاشت

خیلی نادانی و حماقت میخواد که کسی بتونه به این راحتی عشقتون را ازتون بگیره
 چون نمی‌خواید اون غرور مضحک و احمقانه رو بریزین دور و فقط یک کلام بهش بگین


دوســــتت دارم


.

پرده‌ی بکارت یا جهالت؟



اما آیا طبیعت این لایه‌ی پوست نازک را برای این در بدن انسان قرار داده
تا جنس نر هنگام ازدواج با نوع ماده از دست نخورده بودن او مطمئن شود؟



مطلب زیر نظر شخصی من است 
برای اعتبار سنجی آن به درباره وبلاگ مراجعه کنید
نقل مطلب در هر صورت مجاز نیست در صورت لزوم لینک بدهید 



شاید یکی از مصدیق بارز عقب ماندگی انسان شرقی اهمیت جاهلانه ای است که به زائده ی هایمن می‌دهد که این موضوع از نامی که برای آن گذاشته است مشهود است

پرده‌ی بکارت !!!


بکارت در لغت به معنی بکر بودن یا دست نخورده بودن می‌باشد


اما آیا طبیعت این لایه‌ی پوست نازک را برای این در بدن انسان قرار داده تا جنس نر هنگام ازدواج با نوع ماده از دست نخورده بودن او مطمئن شود؟


پردهٔ بکارت بافت نازکی‌ست از جنس مخاطی که ورودی مهبل را به صورت ناقص می‌پوشاند. فرج جنین در مراحل اولیه رشد کاملاً بسته‌است و به مرور لایه‌های پوستی به صورت ناقص از هم جدا می‌شوند و پردهٔ بکارت را تشکیل می‌دهند. این عضو شکل ثابتی ندارد و در بسیاری از زنان از ابتدا وجود ندارد.

پرده‌ی بکارت طبق آخرین تحقیقات انجام شده کارکردی اینچنین دارد


برخی پرده بکارت را موجب حفظ دستگاه تناسلی از بیماری‌های عفونی در دوره جنینی می‌دانند. عده‌ای نیز پردهٔ بکارت را عضوی در حال تحلیل رفتن می‌دانند (مانند آپاندیس و انگشت کوچک پا). در برخی جانواران مانند اسب، وجود پرده مانع از بیرون ریختن منی از مهبل در هنگام جفت‌گیری می‌شود که در بقای نسل موثر است به نظر می‌رسد که پردهٔ بکارت نمونهٔ تحلیل‌رفتهٔ این عضو در انسان باشد

زن شایسته‌ی پرستش است


صحبت از موجودی است که خالق است و زاینده

.................. چه چیز را می‌توان از او سزاوارتر از آن پیدا کرد که لایق پرستیدن باشد؟


مطلب زیر نظر شخصی من است 
برای اعتبار سنجی آن به درباره وبلاگ مراجعه کنید
نقل مطلب در هر صورت مجاز نیست در صورت لزوم لینک بدهید 




 زن کیست ؟


صحبت از موجودی است که خالق است و زاینده



اولین صدائی که می‌شنویم صدای قلب اوست

گرمای وجود اوست که آرامبخش اضطراب بی حد ما از حضور در دنیای سرد و ترسناک پیش روی ماست
وجود ما از شیره‌ی جانش ساخته شده و بدن ما از شیر وجودش رشد می‌کند

هر گاه در قدم‌هایمان لغزش داشتیم و بر زمین خوردیم فریاد کشان و اشک ریزان نگاهمان به دست او بود که به یاری ما بیاید و ما را در آغوش کشد تا آرامش پیدا کنیم

او برای ما چه بود؟

به عنوان خواهر ما را حمایت کرد

 و اسباب تفریح ما بود در هیبت دخترک همسایه چون او را دست انداختیم و به لطافت زنانه‌اش خندیدیم

لذت بی حساب به کام ما ریخت آنگاه که دزدانه بوسه‌ی بر لبهایش زدیم
و مردانگی خود را در کامجوئی از او که بخیال خود با فریب دادنش بدست آمده بود اثبات کردیم

دنیای عشق و عاشقی را به ما آموخت آنگاه که دل از او ربودیم
و جهانی محبت و مهربانی را نثارمان کرد آنگاه که دل به او دادیم

با یک شاخه‌ی گل دنیائی از قدرشناسی در نگاهش به ما می‌داد
و در مقابل این همه فقط انتظار داشت به او یادآور شویم که

دوستش داریم

با همه‌ی توانمندیش با فروتنی همسری ما را پذیرفت
و برای ما چون خدمتگذاری خدمت کرد تا ما احساس سروری و پادشاهی کنیم
 و نطفه‌ی ما را در کالبد وجودش پروراند تا ما صاحب اولاد شویم

و در مقابل این همه ما با او چه کردیم؟

معجزه را باور داشته باش





مطلب زیر نظر شخصی من است 
برای اعتبار سنجی آن به درباره وبلاگ مراجعه کنید
نقل مطلب در هر صورت مجاز نیست در صورت لزوم لینک بدهید 



وقتی که فقط یک معجزه می‌تواند زندگی تو را تبدیل به یک جشن با شکوه کند

معجزه را باور داشته باش و منتظرش باش


من همواره ایمان داشتم و زندگی من سراسر معجزه بوده و هست

کسی که به معجزه ایمان نداره هرگز ایمان پیدا نخواهد کرد چرا که بدون ایمان معجزه‌ای نیست
 و او فقط به معجزه‌ای مومن خواهد شد

به او بگو چه معجزه‌ها که می‌آیند و رخ می‌دهند و تو نمی‌بینشان و می‌روند و تو هرگز نمی‌فهمی که کی آمد و کی رفت و همچنان بر عقیده‌ات پافشاری می‌کنی که معجزه حرف گزافه‌ای است سودای نابخردان و اینها که خوشبختند شانس و اقبالشان بلند بوده

خوب همان اقبال بلند را تو معجزه‌ای بدان برای ایشان

اگر از ته دل منتظرش بودی و نیامد بگو نیست چون باورش نداری از کجا معلوم آن درویشی که کنار گذر تعارفت زد به لقمه‌ی نانش و تو پوزخندی زدی و رفتی سفیری نبود حامل معجزه‌ات

و ار کجا می‌دانی همین بلائی که از آن نالان هستی مقدمه‌ی معجزه‌ای بزرگ نباشد؟



ارتباط حجاب و عفاف!

نظرات شخصی

همانطور که مرد هیز مسئولیت خود را ادا نمی‌کند زن محجبه نیز دارد از خود رفع
مسئولیت کرده و این توقع و انتظار را در مردان ایجاد می‌کند که مدعی تحریک شدن 
خود گردند و بابت تحریک شدن خود از دیگران طلب کار شوند.

مطلب زیر نظر شخصی من است 
برای اعتبار سنجی آن به درباره وبلاگ مراجعه کنید
نقل مطلب در هر صورت مجاز نیست در صورت لزوم لینک بدهید 








این نظرات شخصی من است که معتقدم حجاب آفت عفاف و مانند یک بیماری مسری در جامعه گسترش می‌یابد و مانند اعتیاد انسان را مبتلا و موجب بی مسئولیتی انسان می‌شود

وبا از بی مسئولیتی انسان ناشی می‌گردد:

 مسئولیت زن در زیبا بودن و مرد در نجیب بودن

ارتباط حجاب و عفاف به نظر من رابطه‌ای به نسبت معکوس است نه مستقیم

اما

چون حجاب در کشور قانون است مخالفین آن نه با قانون شکنی بلکه با کار فرهنگی باید با آن مبارزه کنند

برزو دوست عزیزی است که در هلند زندگی می کند و برای بهتر شدن انتقال مفاهیم با من در گفتگوها شرکت می‌کند و با نقد مطالب موجب حلاجی بیشتر آن می‌شود

من تعارفات بین بحث‌ها را که بسیار هم زیاد بود حذف کرده‌ام

Borzu گفت...

چون حجاب در کشور قانون است مخالفین آن نه با قانون شکنی بلکه با کار فرهنگی باید با آن مبارزه کنند

دوست خوبم ،
کاملا موافقم، بد حجابی روش صحیحی برای مبارزه نیست،
البته زنی را برای همه عمر مجبور به رعایت حجاب کردن
بدون اینکه درک صحیحی از لزوم رعا یت حجاب
بدون درک لزوم رعایت آن
و بی پاسخ ماندن سوالش که چرا حتا در محافل خصوصی حق انتخاب ندارد را.
میتوانیم از مسببات طغیان بد حجاب بدانیم
بنابر این بد حجابی میتواند دلیل بر بی مسولیتی باشد اما دلیل بر بی فرهنگی نیست، لا اقل نه در همه ی موارد.
راه حال را هم که شما خیلی روشن فرمودهاید

دسامبر ۱۶, ۲۰۱۰، ساعت ۱:۱۴ 

انسان سکولار گفت...

برزوی عزیز

حال مرا تصور کنید که می‌دانم ریشه‌ی بسیاری از مشکلات جامعه‌ی ما همین فرهنگ حجاب و عفاف است و این موضوع دارد ریشه‌ی جامعه و فرهنگ و اخلاقیات را می‌خشکاند و در عین حال می‌بینم جامعه‌شناسان و متولیان فرهنگی مفتخر هم هستند به این موضوع و به خود نیز می‌بالند که عفاف را با حجاب می‌خواهند بدست بیاورند و متاسفانه علمای مذهبی هم بی‌پروا اعلام می‌کنند که حجاب از الزامات دین است و مخالف حجاب مرتد است!!!

حال به نظر شما چون منی که می‌داند و سکوت را نشانه‌ی بی مسئولیتی می‌داند چه باید بکنم؟

دسامبر ۱۸, ۲۰۱۰، ساعت ۱۸:۳۷

سقط جنین





فرزند داشتن موهبت و مسئولیت بسیار با شکوه‌تر و ارزشمندتری است از اینکه بخواهد بر اساس شانس و اقبال اتفاق بیفتد 
و چه کسی شایسته‌تر از مادر آن که بداند آیا می‌تواند این مسئولیت عظیم را به شایستگی عهده‌دار شود یا نه؟



مطلب زیر نظر شخصی من است 
برای اعتبار سنجی آن به درباره وبلاگ مراجعه کنید
نقل مطلب در هر صورت مجاز نیست در صورت لزوم لینک بدهید 




****************************

خیلی چیزهای بدیهی برای بعضی‌ها ، میتواند برای بعضی دیگر یک چالش بزرگ و یک رنج ابدی باشد

و این موضوع من را خیلی رنج میدهد
 کاش انسانها سر موضوعات چالش بر انگیز با اطمینان کامل اتفاق نظر داشتند .


من معتقدم که سرونوشت جنین فقط و فقط باید به عهده‌ی زن حامل آن باشد
و اوست که  باید بتواند حتی تا نه ماهگی جنین در مورد آن تصمیم بگیرد.


فرزند داشتن موهبت و مسئولیت بسیار با شکوه‌تر و ارزشمندتری است از اینکه بخواهد بر اساس شانس و اقبال اتفاق بیفتد 
و چه کسی شایسته‌تر از مادر آن که بداند آیا می‌تواند این مسئولیت عظیم را به شایستگی عهده‌دار شود یا نه؟



سقط جنین











 




نتیجه گیری به عهده خودتان است


موضوع از زوایای مختلف :


از این زاویه :

اجازه میخوام اول صورت مسئله رو دقیق بشکافیم و تاکید میکنم که این باز کردن موضوع رو لودگی یا طنز پردازی ندونین گاهی مسائل بدیهی وقتی دوباره بیان میشن خودشون جزو جواب در میان.


مسئله این است :
اپیزود یک
 - دو نفر انسان غیر همجنس با هم سکس میکنن


و بدون اینکه تمایل و آگاهی اونها مطرح باشه در صورتی که حاصل این نزدیکی بوجود آمدن یک جنین باشه بحث اجازه اونها در نگهداری و یا معدوم کردن نتیجه ارتباط خودشون پیش میاد.


یعنی ناگهان جامعه و دولت میپرند وسط یک رابطه کاملن خصوصی دو انسان بالغ ، چرا ؟

چون بر اثر یک غفلت از یکی از اونها یا هردو یک لقاح صورت گرفته .



تن فروشی




مطلب زیر نظر شخصی من است 
برای اعتبار سنجی آن به درباره وبلاگ مراجعه کنید
نقل مطلب در هر صورت مجاز نیست در صورت لزوم لینک بدهید 


اگر ما قبل از قضاوت کردن در مورد پاره ای از خصوصیات انسانی خود ، به گذشته و پیشینه خود رجوع کنیم و فکر نکنیم انسان همینطور کامل و بالغ و چه بسا بهتر از امروز خود از فضا افتاده است ، مسئله درک خیلی از ویژگی های بشر راحت تر خواهد بود.

در سایتی بحث استفاده ابزاری زن رو از جسم ش یا مشخصا از جاذبه جنسی اش به پرسش گذاشته بود و میگفت فرق کسی که برای پیشرفت از مغزش استفاده میکنه یا کسی که از زور بازویش یا فرم سینه اش استفاده میکند چیست ؟


منظورش بطور کلی نظر خوانندگان در مورد استفاده زن ها از جسم شان برای کسب درآمد بود.


نظرات مختلفی به این سایت رسیده بود و جالب ترین ش نظر خانم ی بود که می گفت :
" من شاید زیبائی م را  در کنار ثروت و تخصص ام برای پیشبرد کارهای شرکت م البته در حد شام خوردن یا در یک کافی شاپ رفتن استفاده کردم".


و عده ای متهم اش میکردند که تو خود فروشی کردی!



 امروزه زنان فمینیست و مسخره تر از اونا مرد های فمنیست به اتکای قانون و امکان اشتغال و استقلال مالی میخواهند تمام خصوصیات زنان  را  منکر شده  و روی بستری که مردها برای شان  ساخته اند جولان دهند  .


البته منظورم فمنیست های خارجی است  فمنیست های ایرانی که با مانتو روسری و شوهر و بچه ........!


 اما فمنیست های خارجی با شغلی که کارفرمای مردشان برایشان ایجاد کرده و با گرفتن یک دوست دختر! و تحت حمایت امنیت ایجاد شده توسط سال ها جنگ و زحمت مردها ، مدعی یکسان بودن مرد و زن و یکی بودن همه شرایط برای مردها و زنها هستند و ضمن اعتراض از استفاده ابزاری از جسم زن خواستار امکان استخدام در پلیس و آتش نشانی و ارتش و دادگستری و.......... هستند.


اشتباه نکنید من اصلا  مخالف استفاده از زن ها در این پست ها نیستم .به واقع من از حامی ان زنان هستم اما نه با انکار تفاوت هایمان.


کوکتل آب آلبالو

# شنود هایم
# زن و مرد
# قضاوت نکنید




مطلب زیر نظر شخصی من است 
برای اعتبار سنجی آن به درباره وبلاگ مراجعه کنید
نقل مطلب در هر صورت مجاز نیست در صورت لزوم لینک بدهید 

در باره ی شنودک



کوکتل آب آلبالو
  • بیا دیگه...عزیزم اومدی؟....
  • ...الان میام لباس هام رو عوض کنم اومدم..
  • مریم برای  تو اومده
  • برای  من؟ لطف کرده ممنون ! خوش آمدید ! خوب هستید؟ ولی بهتون مسافرت خوش گذشته ها خوشگل شدید ! نه یعنی خوشگل تر شدید!
  • مریم چون این لباس را پوشیده برای همین به چشم تو جذاب و لوند میاد 
  • نه بابا این حرفها چیه مهشید ؟ جذاب ؟ لوند؟ !!! گفتم خوشگل ! می بینید مریم خانم چطور حرفها را عوض میکنه ؟!!!
  • والا چی بگم من این لباسها را برای شما پوشیده ام
  • جان ؟ برای من؟!!! مهشیدمریم جان چی میگن؟!!!
  • عزیزم من می دونم که تو از خانمهای لاغر خوشت میاد برای همین از مریم جون خواهش کردم توی رابطه ی جنسی با تو کمک من باشه
  • !!!!
  • چیه؟ چرا چشمات گرد شده؟
  • چی شده مریم خانم ؟ تب داره؟  مهشید دوباره زیادی مشروب خورده؟
  • نه عزیزم اگه تب داشتم دو شب قبل بود، که اونهم برای این بود که منشی جدیدت  و دیدم
  • ای بابا ! باز شروع کرد ! بابا اون ، قبل از ازدواجش کارمند من بود، حالا که طلاق گرفته بگم نمی خوام تو را  چون زنم به من اعتماد نداره؟ مریم جان اگر بدونی پریشب چه داستانی سر منشی جدیدم درست کرد
  • نه عزیزم نگو!نیاد اصلا خوب کردی منشی مطلقه ی سانتی مانتال برای خودت اوردی بگذریم !من از مریم جان خواهش کردم که صیغه ات بشه
  • مریم خانم حال مهشید خوبه !!!؟ من را گرفتین؟... دارین شوخی میکنین ؟ مگه نه ؟ ! اصلا جالب نیست ها بگم بهتون!!!
  • والا یک صحبت هائی با من کرده که من قانع شدم قبول کنم

آخ اگر شما مردها میدانستید!!!





مطلب زیر نظر شخصی من است 
برای اعتبار سنجی آن به درباره وبلاگ مراجعه کنید
نقل مطلب در هر صورت مجاز نیست در صورت لزوم لینک بدهید 



آخ اگر شما مردها میدانستید!!!


میدانم !
اگر مردها میدانستند دنیا بهشت میشد!!!
میدانم آبجی !
تازه من هم که میدانم یادم میره گاهی!
اما... .
 



اما اگر شما زنها میدانستید ؟!
آخ! که محال بود یادتان برود! محال !
مگر میشود نفس کشیدن را فراموش کرد!*
براستی که محال بود یادتان برود!
کما اینکه آنهائی که دانستند در یک لحظه به تمامیت دستشان آمد!

بر سبیل اتفاقی شاید !
فقط با دیدن برق نگاهی شاید !
لبخند محو مغرورانه ی قبل از دادن سله ی ملوکانه !
 


آنها که بزبان آمده و حتی به زبان نیامده ها !

حکایت سلطان و سلطان بانویش را میگویم.
که چونان دو بال بودند برای یک پرنده


------------------------------------------------
*: او فراموش نکرده . بی نوا مدتهاست که مرده!

..........................................................