مطالب این وبلاگ نظرات شخصی من است مگر صراحتا منبع آن ذکر شده باشد برای شناخت بیشتر از من به "درباره ی وبلاگ" مراجعه کنید
‏نمایش پست‌ها با برچسب تمایلات بشری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تمایلات بشری. نمایش همه پست‌ها

هرم مازلو

متاسفانه محرومیت جنسی یک بلای بزرگ جامعه ماست و این رو باید اضافه کرد به نگاه بدی که نسبت به هر گونه تلاشی که دلسوزان برای حل این مشکلات می کنند
توجه می دهم شما را به اینکه سکس چگونه  شرط سلامت روان است و چرا کسی که به مراحل متعالی انسانی رسیده باشد تلاش می کند به دیگرا نبگوید که چرا محرومیت جنسی ایشان برای خودشان و جامعه مضر است 











هرم مازلو



نوشته ی سنجاقک




مازلو نیازهای اساسی انسان را در یک هرم جای داده است که دارای 5 طبقه است. طبقات پایین‌تر هرم نیازهای حیاتی‌تر و ساده‌تر و طبقات بالاتر نیازهای پیچیده‌تر ولی کمتر حیاتی را نشان می‌دهند. نیازهای طبقه‌های بالاتر فقط وقتی مورد توجه فرد قرار می‌گیرند که نیازهای طبقه‌های پایین‌تر برطرف شده باشند.



هرگاه فردی به طبقه‌ بالاتر حرکت کرد، نیازهای طبقه پایین‌تر چندان مورد توجه اصلی او نخواهد بود. اگر هم به صورت موردی به یک نیاز در طبقه‌های پایین‌تر احتیاج پیدا کند به صورت موقتی اولویت آن نیاز را بالا می‌برد ولی هرگز به صورت دائمی به طبقه پایین‌تر باز نمی‌گردد. به عنوان مثال یک شخص موفق از لحاظ تجاری که کارش را نیز دوست دارد در صورتی که مبتلا به سرطان شود (نیاز طبقه پایین: سلامتی) وقت و انرژی زیادی را برای بهبود یافتن صرف می‌کند، اما همچنان به کار و موقعیت‌اش به عنوان یک فرد موفق خواهد بالید و احتمالا در صورت توان به کارش باز خواهد گشت.

استمنا یا خودارضائی یک فرصت یا تهدید؟

این نوشتار صراحت دارد که خودارضائی نه تنها مضر نیست
بلکه به عنوان یک راه کسب مهارتهای جنسی و همچنین روشی
تضمین شده برای رسیدن به یک رضایتمندی بی خطر در سکس می باشد

بحث این نیست که بخواهیم با توصیف مزایای خود ارضائی فقط بخاطر بهبود کیفیت زندگی مشوق آن باشیم
مسئله اینجاست که انسان در وضعیت نوجوانی و قبل از ازدواج و حتی در زمان تاهل خود چه بخواهد و چه نخواهد درگیر این عمل می شود مگر اساسا در خود این غریزه را نابود کند که خود فاجعه ای خواهد بود
اما آیا آنچه در مورد خودارضائی میدانیم ما را به سوی کامیابی رهنمود میشود؟

متاسفانه نتیجه آنقدر دهشتبار است که یک انسان متعهد به جامعه نمی تواند سکوت کند و اجازه دهد که نسلها بی دلیل نابود و یا اسیب دیده گردند حتی به قیمت دادن هزینه ی ورود به حریم ممنوعه 



فواید خودارضائی چیست؟

 در یک روال طبیعی و غیر بیمارگونه و غیر اعتیادی ، حداقل سودی که خود ارضایی دارد این است که مانع برقراری یک رابطه پر خطر جنسی از طرف شما می گردد.


اما کسانی که آگاهانه از این مهارت استفاده میکنند چه فوایدی کسب میکنند؟

۱- می‌تواند به وضعیت پایداری در سکس کمک کند. چیز ناجوری در تجربه نیست و‌به‌راحتی افراد می‌توانند حس کنند به‌چه‌چیزی احتیاج‌دارند.

۲- باعث می‌شود که آن‌ها بتوانند کشف کنند که چه چیزهایی می‌تواند تحریک‌شان کند. کدام‌یک از حالت‌ها آن‌ها رو به اوج می‌رساند و‌باعث ارگاسم بهتری برای‌شان می‌شود. هم‌چنین می‌توانند حس‌کنند که چه مقدار پایداری در وضعیت‌های مختلف دارند.

۳- آن‌ها می‌توانند که در طول خودارضایی خودشان‌را بشناسند و‌از نوع سکسی که لذت می‌برند اطلاع پیدا‌کنند. بدون مرز بودن این‌مورد آن‌ها‌را آزاد می‌گذارد تا بتوانند شیوه و‌نوع جنسیت و‌ارضای جنسی خود‌را بشناسند و‌پس از شناخت آن نیز دیگر در سکس سردر‌گم نخواهند‌بود که برای رسیدن به لحظات ارگاسم روحی باید به‌دنبال چه به گردند.

۴- آن‌ها می‌توانند به‌راحتی در مورد خودشان قضاوت‌کنند که‌چه‌چیزی از سکس می‌خواهند وازهمه‌مهم‌تر این‌که تا چه حد در سکس میانه رو یا تندرو و‌یا کندرو هستند. به‌راحتی با شناخت این مساله می‌توانند درک‌کنند که آیا شریک جنسی آن‌ها توان پاسخ‌گویی به آن‌ها‌را دارد یا خیر.

مرد و زن در مسیر تکامل



مطلب زیر نظر شخصی من است 
برای اعتبار سنجی آن به درباره وبلاگ مراجعه کنید
نقل مطلب در هر صورت مجاز نیست در صورت لزوم لینک بدهید 

وفاداری مهمترین خصیصه‌ی یک زوج برای غنا بخشیدن به زندگی خود است و بخصوص برای مردان باید تاکید شود هیچ لذتی نمی‌تواند ارزش از دست دادن اطمینان همسر را داشته باشد

اما خوب است بدانیم که ریشه‌ی تمایلات غریزی ما و علت تفاوتهای رفتاری زن و مرد چیست

×××××××××××××××

اگر تمام زنهای دنیا در یک قفس بزرگ باشد که کلید آن دست یک مرد باشد چکار می‌کند؟
جواب: برای هر شب یک زن به تعداد روزهای عمرش از میان زیباترین آنها انتخاب و مابقی را در قفس زندانی و کلیدش را نابود می‌کند تا مردهای دیگر دستشان به آن زنان نرسد

اگر تمام مردان عالم در یک قفس باشد و کلید آن در دست یک زن باشد چه می‌کند؟
جواب: از میان آنها مردی را که قویترین و برازنده‌ترین باشد انتخاب و مابقی مردان را آزاد می‌کند تا زنان دیگر سرگرم شده تا سراغ همسر او نیایند



این واقعیت فطرت زن و مرد است و تعارف بردار هم نیست

اخلاقی یا ضد اخلاقی ، درست یا غلط مردان فطرتا دوست دارند با تمام زنان دنیا باشند و زنان فطرت دوست دارندفقط با یک نفر باشند ولی چرا؟

این ما نیستیم که تصمیم می‌گیریم تمایل باطنی ما چه باشد
این تمایل باطنی ما است که باعث می‌شود
نسل ما با این نوع گرایش باقی بماند و یا از بین برود


فرض کنید در یک کلنی انسانی و در عصر حجر این اشکال مرد و زن وجود دارد

مهارت عاشقی

مطلب زیر نگاه شخصی من است به عشق بر اساس جهان بینی من




عشق یک مهارت است نه یک اتفاق

مـــــهارت در دلــــــــبری و دلدادگی


عشق موهبتی که همه چیز حکایت از آن دارد
 مبنی بر اینکه کاملترین و انسانی ترین هدف زندگی انسان باید باشد



مطلب زیر نظر شخصی من است 
برای اعتبار سنجی آن به درباره وبلاگ مراجعه کنید
نقل مطلب در هر صورت مجاز نیست در صورت لزوم لینک بدهید 




عشق چیست ؟

عشق یک مهارت است نه یک اتفاق

مـــــهارت در دلــــــــبری و دلدادگی



ما تا زمانی که درک درستی از ماهیت زندگی، چرائی وجود خود و جایگاه انسان در این کره‌ی خاکی نداشته باشیم نخواهیم توانست برای هیچ وجهی از زندگی خود تفسیر و معنای درستی ارائه بدهیم

علت اینکه وضعیت انسان ایرانی امروز چنین تاسف بار و شرم‌آور شده نیز همین است که مبنای تمام باورهائی که به او القاء شده داستانها و آرزوهای چندین هزار ساله‌ی انسان باستانی برای داشتن عمر جاودانه و غلبه بر ترس خود می‌باشد

ادیان ابراهیمی که توسط ابراهیم و فرزندانش و با پروراندن و تدوین افسانه‌های اقوام پیش از خود ساخته و پرداخته شده شاید میتوانسته سبب آرامش و معنا دهی به زندگی انسان آن روزگار باشد اما برای انسان امروزی که از یک طرف با اسرار جهان آشنا شده و هر روز هزاران سئوال جدید پیش روی خود دارد و از طرفی این عقاید کهنه و داستانهای بچه گانه را باید بپذیرد فقط اسباب سرگشتگی و حیرانی وی میباشد
پس بیائید لحظه‌ای تمام آن پاسخهای بی معنا را به آن آرزوهای کهن دور بریزید و با واقعیات تا آنجا که ذهن یک انسان می‌تواند درک کند روبرو شوید

هدف از خلقت چیست؟
برای درک و فهم هدف یک پدیده باید ماهیت آنرا درک کنیم

امروزه ثابت شده که عالم محدود به ماه و خورشید و زمین و انسان و حیوانات و نباتات و جامدات مشهود و پیرامون ما نیست بلکه ما جزء بسیار بسیار کوچکی از عالم هستی هستیم بنابراین نباید تعجب کنیم که تا این حد جهانبینی دینی که بر مبنای انسان به عنوان اشرف مخلوقات و در نظر گرفته می شود ناکارآمد است

اما ما از عالم هستی چه میدانیم؟

چیزهائی که ما از عالم هستی میدانیم نسیار اندک است 
ما میدانیم که جهان از یک انفجار بزرگ که با خلق مقدار زیادی ماده و انرژی همراه بوده به وجود آمده و فرایند انبساط و سرد شدن این انفجار باعث به وجود آمدن هزاران کهکشان و ستاره و سیاره شده که در این میان کره ی زمین بخش کوچکی از این عالم بزرگ است

پس دانسته های ما از عالم بسیار ناچیز است

عشق از دیدگاه علم فیزیولوژی روان


نوشته ی جان كورن ول

عشق يكى از موضوعات مورد توجه دانشمندان در سال هاى اخير بوده به خصوص عشق ميان مرد و زن يا عشق رمانتيك _ به عنوان پديده اى عميقا فيزيكى _ هدف كنكاش هاى علمى قرار گرفته است. در عشق رمانتيك سلول هاى عصبى، هورمون ها، مغز و فشار خون، قلب و معده در حالتى از شوريدگى قرار مى گيرند.
جالينوس پزشك مشهور يونانى در قرن دوم ميلادى اصرار داشت كه عاشق شدن موضوعى مربوط به اخلاط چهارگانه بدن است، به عبارت ديگر هنگامى كه تعادل صفرا و سودا و بلغم و خون به هم مى خورند.

اين نظريه اخلاط اربعه تا قرن نوزدهم دوام آورد و در اين هنگام بود كه با نظريه هاى جديد در مورد زيست شناسى سلولى جايگزين شد. اما با اين وجود متخصصان نوين فيزيولوژى (كاركردشناسى) بدن نيز عشق رمانتيك را ناشى از مواد شيميايى طبيعى قدرتمندى در بدن مى دانند.

پایان صحبتهای دخترانه::



«هلن فیشر» انسان شناس در مورد چند همسری، وفاداری و اینکه چرا یک دختری جوان مثل «مونیکا لوینسکی» باید به دوست یا خواهر گفته ای مثل «لیندا تریپ» اطمینان کند، با ما صحبت می کند.

نوشته «تریسی کوآن»

ترجمه آزاد و اقتباس «تارا»


4 فوریه 1998 با افکاری پریشان از خواب بیدار شدم در حالیکه داشتم به رابطه بین مونیکا و لیندا دوست و خواهر گفته بزرگتر، و قاعدتاً رازداری، که به مونیکا خیانت کرد فکر می کردم. آیا این به معنای هشدار و زنگ خطریست در جهت پایان صحبتهای واگویانه دختران و زنان...؟! به زمانیکه خودم در دوران نو جوانی و سپس حتی بعدها از اینگونه امور آنهم بدون نوبت و بی آنکه اصلاً دست خودم بوده یا مورد سؤالی واقع شده باشم تند تند حرف زده و پشت سر هم ورّاجی نموده، فکر می کردم. سپس گوشی تلفن را برداشتم و به دکتر «هلن فیشر» یک انسان شناس تکاملی، استادی که حرفای زیادی راجع به منشا صحبت دخترها می داند تلفن کردم...


هلن فیشر

آپارتمان فیشر واقع در مانهاتان نیویورک که در یک ساختمان آرام شرقی در محدودة پارک مرکزی قرار دارد خیلی ظریف و زیبا اما دنج است. در اتاق خوابش عکس رنگی که یکی از دوست پسرهای قبلی اش کشیده بود آویزان است. در این عکس دوست پسرش در حال در آوردن لباس از تن اوست در حالیکه فیشر از کمر به پایین لباس ندارد. بدن تمیز، نحیف و زنانه ای دارد؛ تقریباً مثل آپارتمانش. فیشر به من گفت: ” گرچه فرصت های فراوانی برای ازدواج داشتم تنها یکبار و فقط برای مدت 6 ماه ازدواج کردم و چون می خواستم رابطه ام را با همسرم حفظ کنم از او جدا شدم. “


فیشر به مدت یکسال عضو هیئت برنامه ریزی مقام و ارزش والدین در شهر نیویورک است. وی می گوید: ” اگر من برای چیزی ارزش شهادت آنهم با رفتن به زیر تانک قائل باشم؛ همانا حقّ زنان است در صاحب اولاد شدن هر گاه که اراده اش کنند.“ انتخاب فیشر این بود که فعلاً از آن خود بچه ای نداشته باشد اما وی بفطانت اشاره می کند که: ”خواهر دو قلوی همسان من یک بچه دارد. پس منهم دیگر ژنهایم را کپی کرده ام.“ و در ادامه میگوید. ”هر فرد آرزوی جاودانه ساختن DNA خود را دارد.“ که در ضمن تأکید دارد بر آنکه: ” این امر جزو خصوصی ترین تصمیمات بشر نیز هست.“



شرکت کنندگان در سخنرانیهایش را معمولاً قاضی های فدرال، آکادمسینها و انسان شناسان و زنان حرفه ای تشکیل میدهند. در آخرین کتابش «آناتومی عشق، تاریخ طبیعی تک همسری، زنا و طلاق» فیشر در ارتباط با ازدواج و طلاق و مقایسه آن بین افراد بشر و دیگر حیوانات صحبت میکند. او در سال 1982 کتاب «قرارداد سکس، تکامل رفتار بشر» را با همکاری «ویلیام مارو» منتشر کرد. و اکنون وی کتابی راجع به چگونگی تفاوتهای جنسی در مغز و تأثیر آن بر فرهنگ قرن بیست و یکم را در حال اتمام است.



میگوید: ”ما آمریکائیها عاشق عشقیم...“ کما اینکه خود او نیز به این موضوع علاقه وافر نشان میدهد و از همینرو افکارش و پروژه هایش را در این زمینه تا حدی با من در این مصاحبه به مشارکت میگذارد. فیشر در حال مطالعه طبیعت ویژگیهای «شیدایی مغز» می باشد، چیزی که در واقع در مغز انسان رخ میدهد هنگامیکه بشدت عاشق شود. وقتی که صورت مونیکا لوینسکی را در صفحه اول مجله پست نیویورک دیدم اولین فکری که به ذهنم رسید این بود: ... تریسی-جان، اگر با شخصی همبستر بشوی که طرف رئیس جمهور یک امپراطوریست آن را مبادا احمق بشی و به کسی بگی، ها ...! همین افکار و دیالکتیکهای شخصی را با فیشر نیز در میان گذاشتم و در زیر پاسخها و سؤالات من را بدین بهانه در این مصاحبه میبینید:


میگوید: ”زنها صحبت می کنند. این طبیعت بشر است. هر زنی دیگری هم که بجای مونیکا بود در صورت همخوابی با مقامی مهم همچون رئیس جمهور وقت درست مانند او میرفت و از آن تجربه با دیگران صحیت و غلو می کرد اما نکته در اینست که با که؟! اگر بیل کلینتون واقعاً زناکار با هوشی بود میبایست زنی را انتخاب می کرد که خیلی چیزها، در صورت برملا شدن روابطشان، برای از دست دادن داشته باشد. در حالیکه مونیکا هزینه زیادی برای پرداختن این رسوائی نداشت. او جوانی بود فاقد مقام، پول و شهرت و نیز مادری دارد که با غرور دربارة اینکه با خواننده اپرا خوابیده است صحبت می کند. در حالیکه هر دو به نظر مشکوک میرسند.“

”وقتی مردها در حال ورّاجی با یکدیگرند معمولاً دری وریهایشان بیشتر راجع به ورزش و تجارت است. زنها امّا در مورد احساسات و معشوقه هایشان؛ چون زنها بیشتر به روابط و تجربه های عاطفی ناشی از آنها علاقه دارند.“


از فیشر میپرسم پس چرا مردها کمتر راجع به سکس و حتی کمتر از آن در باره آمیزش صحبت می کنند؟

ارتباط حجاب و عفاف!

نظرات شخصی

همانطور که مرد هیز مسئولیت خود را ادا نمی‌کند زن محجبه نیز دارد از خود رفع
مسئولیت کرده و این توقع و انتظار را در مردان ایجاد می‌کند که مدعی تحریک شدن 
خود گردند و بابت تحریک شدن خود از دیگران طلب کار شوند.

مطلب زیر نظر شخصی من است 
برای اعتبار سنجی آن به درباره وبلاگ مراجعه کنید
نقل مطلب در هر صورت مجاز نیست در صورت لزوم لینک بدهید 








این نظرات شخصی من است که معتقدم حجاب آفت عفاف و مانند یک بیماری مسری در جامعه گسترش می‌یابد و مانند اعتیاد انسان را مبتلا و موجب بی مسئولیتی انسان می‌شود

وبا از بی مسئولیتی انسان ناشی می‌گردد:

 مسئولیت زن در زیبا بودن و مرد در نجیب بودن

ارتباط حجاب و عفاف به نظر من رابطه‌ای به نسبت معکوس است نه مستقیم

اما

چون حجاب در کشور قانون است مخالفین آن نه با قانون شکنی بلکه با کار فرهنگی باید با آن مبارزه کنند

برزو دوست عزیزی است که در هلند زندگی می کند و برای بهتر شدن انتقال مفاهیم با من در گفتگوها شرکت می‌کند و با نقد مطالب موجب حلاجی بیشتر آن می‌شود

من تعارفات بین بحث‌ها را که بسیار هم زیاد بود حذف کرده‌ام

Borzu گفت...

چون حجاب در کشور قانون است مخالفین آن نه با قانون شکنی بلکه با کار فرهنگی باید با آن مبارزه کنند

دوست خوبم ،
کاملا موافقم، بد حجابی روش صحیحی برای مبارزه نیست،
البته زنی را برای همه عمر مجبور به رعایت حجاب کردن
بدون اینکه درک صحیحی از لزوم رعا یت حجاب
بدون درک لزوم رعایت آن
و بی پاسخ ماندن سوالش که چرا حتا در محافل خصوصی حق انتخاب ندارد را.
میتوانیم از مسببات طغیان بد حجاب بدانیم
بنابر این بد حجابی میتواند دلیل بر بی مسولیتی باشد اما دلیل بر بی فرهنگی نیست، لا اقل نه در همه ی موارد.
راه حال را هم که شما خیلی روشن فرمودهاید

دسامبر ۱۶, ۲۰۱۰، ساعت ۱:۱۴ 

انسان سکولار گفت...

برزوی عزیز

حال مرا تصور کنید که می‌دانم ریشه‌ی بسیاری از مشکلات جامعه‌ی ما همین فرهنگ حجاب و عفاف است و این موضوع دارد ریشه‌ی جامعه و فرهنگ و اخلاقیات را می‌خشکاند و در عین حال می‌بینم جامعه‌شناسان و متولیان فرهنگی مفتخر هم هستند به این موضوع و به خود نیز می‌بالند که عفاف را با حجاب می‌خواهند بدست بیاورند و متاسفانه علمای مذهبی هم بی‌پروا اعلام می‌کنند که حجاب از الزامات دین است و مخالف حجاب مرتد است!!!

حال به نظر شما چون منی که می‌داند و سکوت را نشانه‌ی بی مسئولیتی می‌داند چه باید بکنم؟

دسامبر ۱۸, ۲۰۱۰، ساعت ۱۸:۳۷

همسر گزینی



دگرگونی همسر گزینی در آدمی 


برگردان : دکتر بهنام اوحدی*

www.iranbod.com


در شماره چهل و يك ژورنال پژوهشي جنسي (Journal of sex Research) به تاريخ فوريه‌ي 2004 در مقاله‌اي شانزده صفحه‌اي، ديويدسي‌گيري(David c. Geary)، يا كوب‌وي‌ژيل (JacobVigil) و جنيفر بايردكراون(Jennifer Byrd - Craven) از دانشگاه ميسوري (Missouri) كلمبيا « تحول وتكامل همسرگزيني انسان (Evolutim of Haman Mate choice) » را با جامعيتي كم نظير بررسي كرده‌اند.

اين مقاله نظريه‌ي تكامل و پژوهش‌هاي تجربي و همسرگزيني را از گونه‌هاي غير انساني تا انسان بازبيني نموده است و به نتايجي در خور توجه و تأمل رسيده است. اين مقاله بيش از هفتاد و سه مقاله‌ي علمي ‌معتبر چهار دهه‌ي اخير و بيشتر متون و نوشته‌هاي كلاسيك را به عنوان منبع استخراج و استنتاج ذكر نموده است.این مرور مقالات ( Review of articles ) در نوع خود بی مانند است.


الف- همسر گزيني در گونه‌هاي غير انساني



داروين (Darwin) و والاس (Wallace) هر يك مستقلاً مكانيزم نخستين يعني گزينش طبيعي (Natural selection) را كشف كردند كه تغييرات تكاملي را در درون هرگونه پديد مي‌آورد و به پيدايش گونه‌ي جديدي مي‌انجامد. داروين همچنين مكانيزم‌هاي ديگري را كه درون گونه‌ها رخ مي‌دهند و فاكتورهاي اساسي تكامل تفاوت‌هاي جنسي را كشف كرد. اين مكانيزم‌ها گزينش جنسي(Sexual selection) ناميده شده‌اند.

اين گزينش شامل رقابت درون اعضشاي هم جنس بر سه جفت‌ها(intrasexual competition ) و گزينش مو شكافانه و دقيق شريك زندگي(intersexual choice) است.

تن فروشی




مطلب زیر نظر شخصی من است 
برای اعتبار سنجی آن به درباره وبلاگ مراجعه کنید
نقل مطلب در هر صورت مجاز نیست در صورت لزوم لینک بدهید 


اگر ما قبل از قضاوت کردن در مورد پاره ای از خصوصیات انسانی خود ، به گذشته و پیشینه خود رجوع کنیم و فکر نکنیم انسان همینطور کامل و بالغ و چه بسا بهتر از امروز خود از فضا افتاده است ، مسئله درک خیلی از ویژگی های بشر راحت تر خواهد بود.

در سایتی بحث استفاده ابزاری زن رو از جسم ش یا مشخصا از جاذبه جنسی اش به پرسش گذاشته بود و میگفت فرق کسی که برای پیشرفت از مغزش استفاده میکنه یا کسی که از زور بازویش یا فرم سینه اش استفاده میکند چیست ؟


منظورش بطور کلی نظر خوانندگان در مورد استفاده زن ها از جسم شان برای کسب درآمد بود.


نظرات مختلفی به این سایت رسیده بود و جالب ترین ش نظر خانم ی بود که می گفت :
" من شاید زیبائی م را  در کنار ثروت و تخصص ام برای پیشبرد کارهای شرکت م البته در حد شام خوردن یا در یک کافی شاپ رفتن استفاده کردم".


و عده ای متهم اش میکردند که تو خود فروشی کردی!



 امروزه زنان فمینیست و مسخره تر از اونا مرد های فمنیست به اتکای قانون و امکان اشتغال و استقلال مالی میخواهند تمام خصوصیات زنان  را  منکر شده  و روی بستری که مردها برای شان  ساخته اند جولان دهند  .


البته منظورم فمنیست های خارجی است  فمنیست های ایرانی که با مانتو روسری و شوهر و بچه ........!


 اما فمنیست های خارجی با شغلی که کارفرمای مردشان برایشان ایجاد کرده و با گرفتن یک دوست دختر! و تحت حمایت امنیت ایجاد شده توسط سال ها جنگ و زحمت مردها ، مدعی یکسان بودن مرد و زن و یکی بودن همه شرایط برای مردها و زنها هستند و ضمن اعتراض از استفاده ابزاری از جسم زن خواستار امکان استخدام در پلیس و آتش نشانی و ارتش و دادگستری و.......... هستند.


اشتباه نکنید من اصلا  مخالف استفاده از زن ها در این پست ها نیستم .به واقع من از حامی ان زنان هستم اما نه با انکار تفاوت هایمان.