مطالب این وبلاگ نظرات شخصی من است مگر صراحتا منبع آن ذکر شده باشد برای شناخت بیشتر از من به "درباره ی وبلاگ" مراجعه کنید
‏نمایش پست‌ها با برچسب روانشناسی جنسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب روانشناسی جنسی. نمایش همه پست‌ها

استمنا یا خودارضائی یک فرصت یا تهدید؟

این نوشتار صراحت دارد که خودارضائی نه تنها مضر نیست
بلکه به عنوان یک راه کسب مهارتهای جنسی و همچنین روشی
تضمین شده برای رسیدن به یک رضایتمندی بی خطر در سکس می باشد

بحث این نیست که بخواهیم با توصیف مزایای خود ارضائی فقط بخاطر بهبود کیفیت زندگی مشوق آن باشیم
مسئله اینجاست که انسان در وضعیت نوجوانی و قبل از ازدواج و حتی در زمان تاهل خود چه بخواهد و چه نخواهد درگیر این عمل می شود مگر اساسا در خود این غریزه را نابود کند که خود فاجعه ای خواهد بود
اما آیا آنچه در مورد خودارضائی میدانیم ما را به سوی کامیابی رهنمود میشود؟

متاسفانه نتیجه آنقدر دهشتبار است که یک انسان متعهد به جامعه نمی تواند سکوت کند و اجازه دهد که نسلها بی دلیل نابود و یا اسیب دیده گردند حتی به قیمت دادن هزینه ی ورود به حریم ممنوعه 



فواید خودارضائی چیست؟

 در یک روال طبیعی و غیر بیمارگونه و غیر اعتیادی ، حداقل سودی که خود ارضایی دارد این است که مانع برقراری یک رابطه پر خطر جنسی از طرف شما می گردد.


اما کسانی که آگاهانه از این مهارت استفاده میکنند چه فوایدی کسب میکنند؟

۱- می‌تواند به وضعیت پایداری در سکس کمک کند. چیز ناجوری در تجربه نیست و‌به‌راحتی افراد می‌توانند حس کنند به‌چه‌چیزی احتیاج‌دارند.

۲- باعث می‌شود که آن‌ها بتوانند کشف کنند که چه چیزهایی می‌تواند تحریک‌شان کند. کدام‌یک از حالت‌ها آن‌ها رو به اوج می‌رساند و‌باعث ارگاسم بهتری برای‌شان می‌شود. هم‌چنین می‌توانند حس‌کنند که چه مقدار پایداری در وضعیت‌های مختلف دارند.

۳- آن‌ها می‌توانند که در طول خودارضایی خودشان‌را بشناسند و‌از نوع سکسی که لذت می‌برند اطلاع پیدا‌کنند. بدون مرز بودن این‌مورد آن‌ها‌را آزاد می‌گذارد تا بتوانند شیوه و‌نوع جنسیت و‌ارضای جنسی خود‌را بشناسند و‌پس از شناخت آن نیز دیگر در سکس سردر‌گم نخواهند‌بود که برای رسیدن به لحظات ارگاسم روحی باید به‌دنبال چه به گردند.

۴- آن‌ها می‌توانند به‌راحتی در مورد خودشان قضاوت‌کنند که‌چه‌چیزی از سکس می‌خواهند وازهمه‌مهم‌تر این‌که تا چه حد در سکس میانه رو یا تندرو و‌یا کندرو هستند. به‌راحتی با شناخت این مساله می‌توانند درک‌کنند که آیا شریک جنسی آن‌ها توان پاسخ‌گویی به آن‌ها‌را دارد یا خیر.

سه ساعت با يک سکسولوژيست



مطالب مفید حیف است که خوانده نشوند 
و باز نشر آن در هر فرصتی یک وظیفه است


  مصاحبه زیر کاری است از گروه اینترنتی کاپوچینو   و هیچ ارتباطی به من ندارد

گفتگو با دکتر افتخار به راه رفتن بر روی لبه تيغ می‌ماند، همان‌طور که ويرايش و تنظيم آن. يک سال پيش که پيشنهاد مصاحبه با دکتر افتخار در جلسه مجله مطرح شد، خيلی از اعضای تحريريه با اين مصاحبه مخالفت کردند. شايد خيلی از ما ته دلمان از کشيده شدن به حاشيه ابتذال می‌ترسيديم، شايد هم فکر می‌کرديم جامعه ما، حتی در اينترنت جنبه شنيدن چنين بحث‌هايی را ندارد. يک سال از آن موقع می‌گذرد و خيلی چيزها عوض شده، اما مهم‌تر از آن خيلی چيزها عوض نشده است و ما پس از يکی دو جلسه بحث به اين نتيجه رسيديم که انجام اين مصاحبه ضروری است. دکتر افتخار يکی از معدود افرادی‌ست که در ايران به مشکلات جنسی به شکل تخصصی می‌پردازد و در کلينيک سکسولوژی تهران وابسته به انستيتو روان‌پزشکی تهران کار می‌کند. گفتگوی ما بسيار صميمانه و در فضايی دوستانه صورت گرفت، اما ترجيح داديم به خاطر موضوع خاص مصاحبه، اين گفتگو را به شکلی متفاوت از گفتگوهای معمول کاپوچينو ويرايش کنيم. در اين مصاحبه عليرضا نيک‌نژاد، پرستو دوکوهکی، شيده بهمن‌يار، صنم دولتشاهی، حميد رضا نصيری، کيوان ارزاقی، نيما مظفری، بابک محيط، شانی شريف، سينا تابش و نگار شريف حضور داشتند.نظرات‌تان درباره‌ی اين مصاحبه و همچنين سوالات‌تان از دکتر افتخار را به اين آدرس ايميل کنيد: 

sexology@cappuccinomag.com 



*** 



کاپوچينو: اول از همه خودتان را معرفی کنيد. 

دکتر افتخار: مهرداد افتخار هستم. روان‌پزشک و عضو هئيت علمی دانشگاه علوم پزشکی ايران. محل کار اصلی‌م بيمارستان روان‌پزشکی ايران است و البته 2 روز در هفته هم در انستيتوی روان‌پزشکی تهران هستيم. در روان‌پزشکی در حيطه‌های اختلالات جنسی و اعتياد بيشتر از بقيه حيطه‌ها کار کردم و تجربه دارم. 



کاپوچينو: درس‌ش را با اين گرايش خوانديد؟ 

دکتر: در ايران دقيقا چنين گرايشی به شکل فوق‌تخصص وجود ندارد. در واقع در کل دنيا هم چند سالی‌ست که فوق‌تخصص اختلالات جنسی راه افتاده است. در حال حاضر در ايران اگر کسی بخواهد بعد از روان‌پزشکی عمومی ادامه تحصيل بدهد تنها می‌تواند در رشته اطفال ادامه تحصيل بدهد. منتها يکی از همکاران‌مان در زمينه اختلالات جنسی در خارج از کشور يک‌سری تجربيات داشته است. من هم به اين رشته علاقه‌مند شدم و به همراه همکاران‌مان شروع به کار کردن در اين زمينه کرديم. 



کاپوچينو: خوب پس به طور آکادميک شما درسی در اين زمينه نخوانده‌ايد؟ 

دکتر: نه به طور آکادميک هيچ‌کس در ايران نيست که همچين تحصيلاتی داشته باشد. 



کاپوچينو: پس تحصيلاتتان را گفتيد تا چه مقطعی ادامه داده‌ايد؟ 

دکتر: روان‌بزشک هستم. تخصص پزشکی. 






کاپوچينو: خوب، بهتر است به عنوان مقدمه کمی در باره سکسولوژی در ايران صحبت کنيد. 

پایان صحبتهای دخترانه::



«هلن فیشر» انسان شناس در مورد چند همسری، وفاداری و اینکه چرا یک دختری جوان مثل «مونیکا لوینسکی» باید به دوست یا خواهر گفته ای مثل «لیندا تریپ» اطمینان کند، با ما صحبت می کند.

نوشته «تریسی کوآن»

ترجمه آزاد و اقتباس «تارا»


4 فوریه 1998 با افکاری پریشان از خواب بیدار شدم در حالیکه داشتم به رابطه بین مونیکا و لیندا دوست و خواهر گفته بزرگتر، و قاعدتاً رازداری، که به مونیکا خیانت کرد فکر می کردم. آیا این به معنای هشدار و زنگ خطریست در جهت پایان صحبتهای واگویانه دختران و زنان...؟! به زمانیکه خودم در دوران نو جوانی و سپس حتی بعدها از اینگونه امور آنهم بدون نوبت و بی آنکه اصلاً دست خودم بوده یا مورد سؤالی واقع شده باشم تند تند حرف زده و پشت سر هم ورّاجی نموده، فکر می کردم. سپس گوشی تلفن را برداشتم و به دکتر «هلن فیشر» یک انسان شناس تکاملی، استادی که حرفای زیادی راجع به منشا صحبت دخترها می داند تلفن کردم...


هلن فیشر

آپارتمان فیشر واقع در مانهاتان نیویورک که در یک ساختمان آرام شرقی در محدودة پارک مرکزی قرار دارد خیلی ظریف و زیبا اما دنج است. در اتاق خوابش عکس رنگی که یکی از دوست پسرهای قبلی اش کشیده بود آویزان است. در این عکس دوست پسرش در حال در آوردن لباس از تن اوست در حالیکه فیشر از کمر به پایین لباس ندارد. بدن تمیز، نحیف و زنانه ای دارد؛ تقریباً مثل آپارتمانش. فیشر به من گفت: ” گرچه فرصت های فراوانی برای ازدواج داشتم تنها یکبار و فقط برای مدت 6 ماه ازدواج کردم و چون می خواستم رابطه ام را با همسرم حفظ کنم از او جدا شدم. “


فیشر به مدت یکسال عضو هیئت برنامه ریزی مقام و ارزش والدین در شهر نیویورک است. وی می گوید: ” اگر من برای چیزی ارزش شهادت آنهم با رفتن به زیر تانک قائل باشم؛ همانا حقّ زنان است در صاحب اولاد شدن هر گاه که اراده اش کنند.“ انتخاب فیشر این بود که فعلاً از آن خود بچه ای نداشته باشد اما وی بفطانت اشاره می کند که: ”خواهر دو قلوی همسان من یک بچه دارد. پس منهم دیگر ژنهایم را کپی کرده ام.“ و در ادامه میگوید. ”هر فرد آرزوی جاودانه ساختن DNA خود را دارد.“ که در ضمن تأکید دارد بر آنکه: ” این امر جزو خصوصی ترین تصمیمات بشر نیز هست.“



شرکت کنندگان در سخنرانیهایش را معمولاً قاضی های فدرال، آکادمسینها و انسان شناسان و زنان حرفه ای تشکیل میدهند. در آخرین کتابش «آناتومی عشق، تاریخ طبیعی تک همسری، زنا و طلاق» فیشر در ارتباط با ازدواج و طلاق و مقایسه آن بین افراد بشر و دیگر حیوانات صحبت میکند. او در سال 1982 کتاب «قرارداد سکس، تکامل رفتار بشر» را با همکاری «ویلیام مارو» منتشر کرد. و اکنون وی کتابی راجع به چگونگی تفاوتهای جنسی در مغز و تأثیر آن بر فرهنگ قرن بیست و یکم را در حال اتمام است.



میگوید: ”ما آمریکائیها عاشق عشقیم...“ کما اینکه خود او نیز به این موضوع علاقه وافر نشان میدهد و از همینرو افکارش و پروژه هایش را در این زمینه تا حدی با من در این مصاحبه به مشارکت میگذارد. فیشر در حال مطالعه طبیعت ویژگیهای «شیدایی مغز» می باشد، چیزی که در واقع در مغز انسان رخ میدهد هنگامیکه بشدت عاشق شود. وقتی که صورت مونیکا لوینسکی را در صفحه اول مجله پست نیویورک دیدم اولین فکری که به ذهنم رسید این بود: ... تریسی-جان، اگر با شخصی همبستر بشوی که طرف رئیس جمهور یک امپراطوریست آن را مبادا احمق بشی و به کسی بگی، ها ...! همین افکار و دیالکتیکهای شخصی را با فیشر نیز در میان گذاشتم و در زیر پاسخها و سؤالات من را بدین بهانه در این مصاحبه میبینید:


میگوید: ”زنها صحبت می کنند. این طبیعت بشر است. هر زنی دیگری هم که بجای مونیکا بود در صورت همخوابی با مقامی مهم همچون رئیس جمهور وقت درست مانند او میرفت و از آن تجربه با دیگران صحیت و غلو می کرد اما نکته در اینست که با که؟! اگر بیل کلینتون واقعاً زناکار با هوشی بود میبایست زنی را انتخاب می کرد که خیلی چیزها، در صورت برملا شدن روابطشان، برای از دست دادن داشته باشد. در حالیکه مونیکا هزینه زیادی برای پرداختن این رسوائی نداشت. او جوانی بود فاقد مقام، پول و شهرت و نیز مادری دارد که با غرور دربارة اینکه با خواننده اپرا خوابیده است صحبت می کند. در حالیکه هر دو به نظر مشکوک میرسند.“

”وقتی مردها در حال ورّاجی با یکدیگرند معمولاً دری وریهایشان بیشتر راجع به ورزش و تجارت است. زنها امّا در مورد احساسات و معشوقه هایشان؛ چون زنها بیشتر به روابط و تجربه های عاطفی ناشی از آنها علاقه دارند.“


از فیشر میپرسم پس چرا مردها کمتر راجع به سکس و حتی کمتر از آن در باره آمیزش صحبت می کنند؟

همسر گزینی



دگرگونی همسر گزینی در آدمی 


برگردان : دکتر بهنام اوحدی*

www.iranbod.com


در شماره چهل و يك ژورنال پژوهشي جنسي (Journal of sex Research) به تاريخ فوريه‌ي 2004 در مقاله‌اي شانزده صفحه‌اي، ديويدسي‌گيري(David c. Geary)، يا كوب‌وي‌ژيل (JacobVigil) و جنيفر بايردكراون(Jennifer Byrd - Craven) از دانشگاه ميسوري (Missouri) كلمبيا « تحول وتكامل همسرگزيني انسان (Evolutim of Haman Mate choice) » را با جامعيتي كم نظير بررسي كرده‌اند.

اين مقاله نظريه‌ي تكامل و پژوهش‌هاي تجربي و همسرگزيني را از گونه‌هاي غير انساني تا انسان بازبيني نموده است و به نتايجي در خور توجه و تأمل رسيده است. اين مقاله بيش از هفتاد و سه مقاله‌ي علمي ‌معتبر چهار دهه‌ي اخير و بيشتر متون و نوشته‌هاي كلاسيك را به عنوان منبع استخراج و استنتاج ذكر نموده است.این مرور مقالات ( Review of articles ) در نوع خود بی مانند است.


الف- همسر گزيني در گونه‌هاي غير انساني



داروين (Darwin) و والاس (Wallace) هر يك مستقلاً مكانيزم نخستين يعني گزينش طبيعي (Natural selection) را كشف كردند كه تغييرات تكاملي را در درون هرگونه پديد مي‌آورد و به پيدايش گونه‌ي جديدي مي‌انجامد. داروين همچنين مكانيزم‌هاي ديگري را كه درون گونه‌ها رخ مي‌دهند و فاكتورهاي اساسي تكامل تفاوت‌هاي جنسي را كشف كرد. اين مكانيزم‌ها گزينش جنسي(Sexual selection) ناميده شده‌اند.

اين گزينش شامل رقابت درون اعضشاي هم جنس بر سه جفت‌ها(intrasexual competition ) و گزينش مو شكافانه و دقيق شريك زندگي(intersexual choice) است.