مطالب این وبلاگ نظرات شخصی من است مگر صراحتا منبع آن ذکر شده باشد برای شناخت بیشتر از من به "درباره ی وبلاگ" مراجعه کنید

هرم مازلو

متاسفانه محرومیت جنسی یک بلای بزرگ جامعه ماست و این رو باید اضافه کرد به نگاه بدی که نسبت به هر گونه تلاشی که دلسوزان برای حل این مشکلات می کنند
توجه می دهم شما را به اینکه سکس چگونه  شرط سلامت روان است و چرا کسی که به مراحل متعالی انسانی رسیده باشد تلاش می کند به دیگرا نبگوید که چرا محرومیت جنسی ایشان برای خودشان و جامعه مضر است 











هرم مازلو



نوشته ی سنجاقک




مازلو نیازهای اساسی انسان را در یک هرم جای داده است که دارای 5 طبقه است. طبقات پایین‌تر هرم نیازهای حیاتی‌تر و ساده‌تر و طبقات بالاتر نیازهای پیچیده‌تر ولی کمتر حیاتی را نشان می‌دهند. نیازهای طبقه‌های بالاتر فقط وقتی مورد توجه فرد قرار می‌گیرند که نیازهای طبقه‌های پایین‌تر برطرف شده باشند.



هرگاه فردی به طبقه‌ بالاتر حرکت کرد، نیازهای طبقه پایین‌تر چندان مورد توجه اصلی او نخواهد بود. اگر هم به صورت موردی به یک نیاز در طبقه‌های پایین‌تر احتیاج پیدا کند به صورت موقتی اولویت آن نیاز را بالا می‌برد ولی هرگز به صورت دائمی به طبقه پایین‌تر باز نمی‌گردد. به عنوان مثال یک شخص موفق از لحاظ تجاری که کارش را نیز دوست دارد در صورتی که مبتلا به سرطان شود (نیاز طبقه پایین: سلامتی) وقت و انرژی زیادی را برای بهبود یافتن صرف می‌کند، اما همچنان به کار و موقعیت‌اش به عنوان یک فرد موفق خواهد بالید و احتمالا در صورت توان به کارش باز خواهد گشت.

مرام کامیابی






اگر از من بپرسند:

هدف انسان در زندگی چیست ؟

در یک کلام میگویم :

" کامیابی ".


و هر که بگوید یعنی چه ؟ خواهم گفت :

کامیابی همان است که من از آن لحظه ای که بدنیا آمدم در فراغش گریستم

و تاکنون فقط به دنبال آن بوده ام

و تا لحظه مرگ نیز هموست که مرا هدایت خواهد کرد.

هر جا در تشخیص آنچه آنرا به خطر می اندازد
با آنچه که به ظاهر مرا به وصالش میرساند اشتباه کردم ،
سخت متضرر و زیان کار شدم.

زیباترین و بیناترین دختر ایران




نامه ای به آمنه بهرامی


فرهنگ حجاب برای ما جز نفرت بین زن و مرد چیزی نداشته

در رابطه با موضوع قصاص با اسید!!!
 فردی که با پاشیدن اسید روی دختر دلخواهش آمنه بهرامی نو، وی را کور کرده و چهره اش را سوزانده، محکوم به قصاص از ناحیه هر دو چشم با ریختن قطرات اسید شده بود
قرار بود  این حکم در وهله اول به دست خود آمنه و در صورت امتناع، توسط متخصصان اجرا شود. مجید، دو سال پیش، به خاطر رد تقاضای ازدواجش از سوی آمنه، به جهره اش اسید پاشیده بود
آمنه برای مداوا به اسپانیا فرستاده شد، اما درمان وی موثر واقع نشد و در نتیجه وی و خانواده اش مجددا ً خواستار قصاص مجید شدند
آمنه حدود یک سال پیش به کسانی که از وی خواستار گذشتن از قصاص شده بودند، گفته بود زیاد ناراحت وی نباشید، او بر خلاف من بی حس خواهد شد و زیاد درد نخواهد کشید.
در فضاهای اجتماعی این موضوع جنجال فراوانی ایجاد کرد و به جرات اکثریت مردم بخصوص زنان و فمنیستها اصرار به اجرای حکم داشتند و تصور میکردند که با قصاص میشود جلوی تکرار این حوادث را گرفت 

این اولین بار بود که در تاریخ قضائی کشور برای اسید پاشی حکم قصاص صادر میشد و این به اصرار آمنه صورت گرفت حکمی که در آخرین ثانیه ها اجرای آن بخاطر گذشت آمنه ملغی گردید

آمنه مدعی است که از ابتدای پیگیری روند آن قصد اجرای چنین عمل شرم آوری را نداشته و فقط میخواسته هشداری بدهد به کسانی که ممکن است در آینده قصد ارتکاب چنین اعمالی را داشته باشند

البته مجید با این گذشت از پرداخت دیه معاف نشده و اکنون مقدار دیه خود چالش جدیدی را پیش روی امنه قرار داده 

چرا که دیه ی دو چشم یک مرد دویست ملیون تومان است که برای یک زن صد ملیون لحاظ میشود و آمنه به این ظلم آشکار معترض است 





آمنه دختر نازنین

 چه حرکت زیبا و جاودانه ای خلق کردی که دست خودت را به چنین جنایتی آلوده نکردی و
         وجدان عمومی و حیثیت یک ملت بزرگ را جریحه دار نکردی

  با بخشش تو و انصراف از  قصاصِ آنکه عمل جنایتکارانه ی اسید پاشی را نسبت به تو انجام داد
 وی به قعر چاه سیه روئی فرو افتاد و تا ابد اسیر بزرگواری و شفقت تو شد
  و قدر نشناسی او از بدنامی و فلاکتش کم نخواهد کرد.

  آیا تو کسی را که چنین خود را منفور تاریخ کرد انسان متعادلی میدانی و انتظار داری او بتواند عظمت روح تو را درک کند؟
اگر او چنین توانی داشت که هرگز اسیر   ندای ذهن بیمار خود نمی شد و چنین حرکت زشتی را رقم نمی زد
همان ندائی که مدام به او میگفت چاره ای ندارد جز اینکه انتقام دردی که میکشد از تو بگیرد

آمنه عزیزم 

حجاب و خشونت




چگونه فرهنگ حجاب و عفاف باعث 
افزایش خشونت در جامعه شده است؟





حجاب رفع مسئولیت از انسان است 

 زن در زیبا بودن و مرد در نجابت



در برنامه های روانشناسی خانواده به زنانی که بمورد آزار کلامی و یا فیزیکی
همسرانشان قرار گرفته اند توصیه میشود که از کارهائی که شوهرانشان را تحریک میکند
خودداری کنند این رویکردی است که نابخردانه بی مسئولیتی را ترویج میکند



زن وظیفه دارد زیبا و فریبا باشد

 و با حضورش توام با آراستگی و لطافت زنانه اش در جامعه ارامش, دوستی و صلح و صفا ایجاد کند

و مرد وظیفه دارد نجیب و اقا باشد و در حضور ایشان با ادب و احترام برخورد کند

اما  حجاب صورت مسئله را پاک میکند و زن را سوق می دهد که راحت طلبی پیشه کند

 و  این حق را برای مرد ایجاد میکند که بر غرائزش هیچ کنترلی نداشته باشد

اینچنین می شود که خشونت در جامعه بسط پیدا میکند

از یک طرف ما منابع لطافت و دوستی را در جامعه تحقیر کردیم و زشت خواستیم و از متن به حاشیه راندیم

و از طرف دیگر به مردان القاء کردیم که موظف نیستند بر نفس خود کنترل داشته باشند و مجازند اگر محرکی دیدند تحریک شوند



استمنا یا خودارضائی یک فرصت یا تهدید؟

این نوشتار صراحت دارد که خودارضائی نه تنها مضر نیست
بلکه به عنوان یک راه کسب مهارتهای جنسی و همچنین روشی
تضمین شده برای رسیدن به یک رضایتمندی بی خطر در سکس می باشد

بحث این نیست که بخواهیم با توصیف مزایای خود ارضائی فقط بخاطر بهبود کیفیت زندگی مشوق آن باشیم
مسئله اینجاست که انسان در وضعیت نوجوانی و قبل از ازدواج و حتی در زمان تاهل خود چه بخواهد و چه نخواهد درگیر این عمل می شود مگر اساسا در خود این غریزه را نابود کند که خود فاجعه ای خواهد بود
اما آیا آنچه در مورد خودارضائی میدانیم ما را به سوی کامیابی رهنمود میشود؟

متاسفانه نتیجه آنقدر دهشتبار است که یک انسان متعهد به جامعه نمی تواند سکوت کند و اجازه دهد که نسلها بی دلیل نابود و یا اسیب دیده گردند حتی به قیمت دادن هزینه ی ورود به حریم ممنوعه 



فواید خودارضائی چیست؟

 در یک روال طبیعی و غیر بیمارگونه و غیر اعتیادی ، حداقل سودی که خود ارضایی دارد این است که مانع برقراری یک رابطه پر خطر جنسی از طرف شما می گردد.


اما کسانی که آگاهانه از این مهارت استفاده میکنند چه فوایدی کسب میکنند؟

۱- می‌تواند به وضعیت پایداری در سکس کمک کند. چیز ناجوری در تجربه نیست و‌به‌راحتی افراد می‌توانند حس کنند به‌چه‌چیزی احتیاج‌دارند.

۲- باعث می‌شود که آن‌ها بتوانند کشف کنند که چه چیزهایی می‌تواند تحریک‌شان کند. کدام‌یک از حالت‌ها آن‌ها رو به اوج می‌رساند و‌باعث ارگاسم بهتری برای‌شان می‌شود. هم‌چنین می‌توانند حس‌کنند که چه مقدار پایداری در وضعیت‌های مختلف دارند.

۳- آن‌ها می‌توانند که در طول خودارضایی خودشان‌را بشناسند و‌از نوع سکسی که لذت می‌برند اطلاع پیدا‌کنند. بدون مرز بودن این‌مورد آن‌ها‌را آزاد می‌گذارد تا بتوانند شیوه و‌نوع جنسیت و‌ارضای جنسی خود‌را بشناسند و‌پس از شناخت آن نیز دیگر در سکس سردر‌گم نخواهند‌بود که برای رسیدن به لحظات ارگاسم روحی باید به‌دنبال چه به گردند.

۴- آن‌ها می‌توانند به‌راحتی در مورد خودشان قضاوت‌کنند که‌چه‌چیزی از سکس می‌خواهند وازهمه‌مهم‌تر این‌که تا چه حد در سکس میانه رو یا تندرو و‌یا کندرو هستند. به‌راحتی با شناخت این مساله می‌توانند درک‌کنند که آیا شریک جنسی آن‌ها توان پاسخ‌گویی به آن‌ها‌را دارد یا خیر.

سه ساعت با يک سکسولوژيست



مطالب مفید حیف است که خوانده نشوند 
و باز نشر آن در هر فرصتی یک وظیفه است


  مصاحبه زیر کاری است از گروه اینترنتی کاپوچینو   و هیچ ارتباطی به من ندارد

گفتگو با دکتر افتخار به راه رفتن بر روی لبه تيغ می‌ماند، همان‌طور که ويرايش و تنظيم آن. يک سال پيش که پيشنهاد مصاحبه با دکتر افتخار در جلسه مجله مطرح شد، خيلی از اعضای تحريريه با اين مصاحبه مخالفت کردند. شايد خيلی از ما ته دلمان از کشيده شدن به حاشيه ابتذال می‌ترسيديم، شايد هم فکر می‌کرديم جامعه ما، حتی در اينترنت جنبه شنيدن چنين بحث‌هايی را ندارد. يک سال از آن موقع می‌گذرد و خيلی چيزها عوض شده، اما مهم‌تر از آن خيلی چيزها عوض نشده است و ما پس از يکی دو جلسه بحث به اين نتيجه رسيديم که انجام اين مصاحبه ضروری است. دکتر افتخار يکی از معدود افرادی‌ست که در ايران به مشکلات جنسی به شکل تخصصی می‌پردازد و در کلينيک سکسولوژی تهران وابسته به انستيتو روان‌پزشکی تهران کار می‌کند. گفتگوی ما بسيار صميمانه و در فضايی دوستانه صورت گرفت، اما ترجيح داديم به خاطر موضوع خاص مصاحبه، اين گفتگو را به شکلی متفاوت از گفتگوهای معمول کاپوچينو ويرايش کنيم. در اين مصاحبه عليرضا نيک‌نژاد، پرستو دوکوهکی، شيده بهمن‌يار، صنم دولتشاهی، حميد رضا نصيری، کيوان ارزاقی، نيما مظفری، بابک محيط، شانی شريف، سينا تابش و نگار شريف حضور داشتند.نظرات‌تان درباره‌ی اين مصاحبه و همچنين سوالات‌تان از دکتر افتخار را به اين آدرس ايميل کنيد: 

sexology@cappuccinomag.com 



*** 



کاپوچينو: اول از همه خودتان را معرفی کنيد. 

دکتر افتخار: مهرداد افتخار هستم. روان‌پزشک و عضو هئيت علمی دانشگاه علوم پزشکی ايران. محل کار اصلی‌م بيمارستان روان‌پزشکی ايران است و البته 2 روز در هفته هم در انستيتوی روان‌پزشکی تهران هستيم. در روان‌پزشکی در حيطه‌های اختلالات جنسی و اعتياد بيشتر از بقيه حيطه‌ها کار کردم و تجربه دارم. 



کاپوچينو: درس‌ش را با اين گرايش خوانديد؟ 

دکتر: در ايران دقيقا چنين گرايشی به شکل فوق‌تخصص وجود ندارد. در واقع در کل دنيا هم چند سالی‌ست که فوق‌تخصص اختلالات جنسی راه افتاده است. در حال حاضر در ايران اگر کسی بخواهد بعد از روان‌پزشکی عمومی ادامه تحصيل بدهد تنها می‌تواند در رشته اطفال ادامه تحصيل بدهد. منتها يکی از همکاران‌مان در زمينه اختلالات جنسی در خارج از کشور يک‌سری تجربيات داشته است. من هم به اين رشته علاقه‌مند شدم و به همراه همکاران‌مان شروع به کار کردن در اين زمينه کرديم. 



کاپوچينو: خوب پس به طور آکادميک شما درسی در اين زمينه نخوانده‌ايد؟ 

دکتر: نه به طور آکادميک هيچ‌کس در ايران نيست که همچين تحصيلاتی داشته باشد. 



کاپوچينو: پس تحصيلاتتان را گفتيد تا چه مقطعی ادامه داده‌ايد؟ 

دکتر: روان‌بزشک هستم. تخصص پزشکی. 






کاپوچينو: خوب، بهتر است به عنوان مقدمه کمی در باره سکسولوژی در ايران صحبت کنيد. 

جادوی مغالطه



جادوی مغالطه

مغالطه
با  بهره گرفتن از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

تعریف جامع مغالطه در ویکیپدیا






مُغالِطِه، سَفسَطه یا مَغلَطِه  استدلالی است که از نظر علم منطق نادرست باشد. مغالطه جزئی از برهان است که به طور قابل اثباتی در منطق آن ایراد وجود دارد و بنابراین کل برهان را نامعتبر می‌سازد.

مغالطه ممکن است برای وارونه کردن حقیقت(ها) به کار رود. مغالطه‌گر کسی است که از روی استدلال نادرست به یک نتیجهٔ درست یا نادرست رسیده‌است و ممکن است آن نتیجه را برای نتیجه‌گیری‌های دیگری هم به کار گیرد.



آیا تشخیص مغالطه در استدلال‌های حقیقی مشکل نخواهد بود وقتی که این استدلال‌ها غالباً در ساختارهای خود از الگوهای بدیع و فصیحی استفاده می‌کنند که اتصالات منطقی در بین اظهارات آن‌ها مبهم و نامفهوم می‌شود و گوینده با ایجاد خود بزرگ‌بینی کاذب در شنونده او را  به نتایج مورد نظر او متقاعد می‌کند؟

آیا انتشار خبر دروغ در سطح وسیع، که دروغ مغالطه و عامل لغزش اندیشه است باعث غفلت و کج‌روی ما نخواهد گردید؟



 آیا نادرستی مقدمات استدلال باعث عدم اعتبار کل استدلال نمی‌شود؟